• شنبه، ۲۶ آبان ۱۳۹۷
  • Saturday, November 17, 2018
به كجا چنين شتابان!!!

اين روزها جماعتيانیاز انتلکتول های مدرن،با بهره گيري از رسانه هاي همگانيوبه بهاته فرآيند جهاني شدن و زندگي درعصرپست مدرنيسم، جستارهايي رادر تی وی و بویژه يوتيوب قرار می دهند كه بیشترین مضامين آن مرتبط با سكس و بعضا اموزش غير مستقيم انواع خيانت های زن و شوهرانه وهمچنين تعليم خودشیفتگی ونفس پروري است!

  • سه شنبه، ۰۸ آبان ۱۳۹۷
  • 1
  • 145

مخلص البته با مشاوره افراد خودآزار یا ناتوان جنسی با پزشك متخصص و رفع کم و کاستی های روانی و جنسی هیچ مشکلی ندارم، اما طرح خصوصي ترين حريم انسان ها به صورت جار زدن در رسانه هاي عمومي و جلب مشتری و سوداگری را البته امری ناپسند می دانم  و به قول مولانا:

علم تقلیدی بود بهر فروش // چون بیابد مشتری خوش برفروخت!!

شگفت آورترآن که با توجه به تخصص های گوناگون علوم در جهان امروز، این هموطنان صاحب نام به روش حکمای پیشین درهمه عرصه های گوناگون دانش بشری صاحب نظر بوده، تمامی پرسش های حیاتی انسان از بدو خلقت تا کنون را به سه سوت پاسخ می  دهند! 

اساسا مقبولیت این گونه افراد بیش از هر امر دیگری مرهون دو مولفه کلی است.

نخست عناوین علمی دکتر، مهندس، روانشاس و...

 دوم اخذ و کسب مشروعیت و حقانیت به دلیل حضور مستمر در رسانه های عمومی.

درباره پارامتر نخست، غالبا این افراد کشف پنی سلین  یا اختراغ برق توسط "توماس ادیسون" را دستاویز مناسبی قرار داده اند تا دمادم بر سر اندیشمندان عالم معنا کوبیده، فریاد وامصیبتا برآورند که:

ایهاالناس آیا ادیسون بیشتر به درد عالم بشریت خورده یا مولانا؟

آیا  الکساندر فلیمینگ مشکل عفونت های مثلا مجاری اداری را حل کرده یا عطار نیشابوری؟

" از قیاسش خنده آمد خلق را!ا"

 آنهم نه قیاس معمول که قیاس مع الفارق!

گذشته از اینکه هر کدام از این ها در حیطه جهان های فکری خود ارزشمند و قابل احترام هستند، یادآوری می کنم دکتر فرانکل، تنها کسی که توانست از زندان آشويتس( كشتارگاه آدم سوزی) فرار کند، در باره برخی از متخصصان علمی و خطاب به آموزگاران جهان چنین می نویسد:

"چشمان من چیزهایی دیده اند که چشم هیچ انسانی نباید ببیند. من اتاق ‌های گازی را ديدم كه توسط بهترين مهندسين طراحی می ‌شدند، پزشكـان مـاهـری كه کودکـانِ بی‌ گناه را به راحتی مسموم می كردند، پرستارانی کاربلد ‌که انسان ‌ها را با تزریق یک آمپول به قتل می ‌رساندند، فارغ‌ التحصیلان علمی که انسان های دیگررا در آتش می سوزاندند و....بنابراین کوشش کنید قبل ازعنوان دکتر یا مهندس ازآنها یک انسان بسازید تا روزی تبدیل به جانوران روانی دانشمند نشوند."

و اما مولفه دوم،عموما حضورهرفردی در رسانه و بویژه تلویزیون، برابر است با شهرت، تعلق خاطرمردم و کسب مشروعیت!‌ مخلص این را پس از چهل سال کار در انواع رسانه های عمومی درداخل و خارج از کشورعرض می کنم.

برای نمونه به "خرشرک" بیاندیشید که تا چه حد در قلب میلیاردها انسان درروی کره زمین نفوذ کرده است! آیا مردم جهان او را بیشتر می شناسند یا مثلا دیوژنس حکیم را؟

  آیا تام وجری ببیشترمقبول خاطر عوام جامعه هستند یا سقراط و جالینوس؟‌

به عنوان نمونه یکی از تعالیم جدید این جماعتیان این است که:

"اول بايد عاشق خودت شوی!"

اما مگر تاریخ از یاد برده که نمرود و فرعون و جمشيد شاه و نرون و هيلتر هم عاشق خود بوده اند؟‌

حال بر فرض درستی این سخن، مگر در تعالیم انسانی به ما آموزش نداده اند که همسایه ات را نیز به اندازه خودت دوست داشته باش!

قرن هاي متمادي است که انديشمندان، فلاسفه و عارفان، انسان سالم و عاقل را كسي ناميده اند كه بتواند بر خصائص زشت نفساني خود چيره شود و نه انسان خودشیفته (نارسیسیم)  به قول مولانا:

هر که را افسرده دیدی عاشق کار خود است

منگر اندر کار خویش و بنگر اندر کار من!

گذشته از تمامی اینها، اين خود کدام خود است؟ اگر خود کرامت انساني است كه بسیار عالیست و البته پس از سالها تهذیب و پالایش شاید این خود الهی تحقق یابد به قول خرقانی عارف بزرگ ایران زمین:

"جهد مردان چهل سال است، ده سال رنج باید بردن تا زبان راست شود، ده سال تا دست راست شود، ده سال تا چشم راست شود وده سال تا دل راست شود. پس هر که چهل سال چنین قدم زند و بدعوی راست آید امید آن بود که بانگی ازحلقش برآید که درآن هوا نبود."

و اگر خود نفسانی است كه بدا به حال ما و تعالیم این گروه از روانشفكرانمان!!!

ارادتمند – بابک صفوت 

نظر خود را در خصوص این مطب کنید




سرخط خبرها